X
تبلیغات
رایتل

مادری...

یادم باشه به واژه مادری یه تعریف دیگه اضافه کنم:

مادری یعنی اینکه اگه یه نفر به ناحق و ناروا دلتو شکست و جلوی پاره تنت بهت بد و بیراه گفت و حرمتتو از بین برد و توهین کرد و کلماتی بکار برد که خواستی هیچوقت  بچه ات شنونده اونها نباشه اونم از زبون پدرش...بتونی سکوت کنی و جواب ندی و بگذری...اونقدر که جگرگوشه ات بیاد دست بندازه دور گردنت و خودشو هی بچسبونه بهت که یه وقت احساس تنهایی نکنی و بهت بگه بیا ساک لباسمونو برداریم و بریم خونه مادربزرگ و همش اونجا بمونیم و خونه رو بذاریم تنها براش بمونه...

هی نازت کنه و دست نرمشو بکشه روی لپهات...در آخر ازت بپرسه مامان؟...چرا جواب ندادی؟.....بلد نبودی؟....من اگه بهم بگن بی ادب میگم خودت بی ادبی.من نیستم...تو هم باید جواب میدادی....!

و تو ...با تمام عشقی که بهش داری و بخاطرش تحمل میکنی و زندگیتو معنا میده به این فکر میکنی ...مگه من الان چه کاری میتونم برای مادرم بکنم وقتی اون تمام جوونی و حق خودش رو گذاشت به پای ما...و این بچه بعدها برای من چی میخواد بکنه...و بعد یادت می افته که برعکس خیلی مادرها که بچه رو برای خودشون تربیت میکنن تو هیچ وقت چشمداشتی نداری که روزی بخواد عصای پیریت بشه و بهت برسه.تو فقط وسیله ای بودی برای ورودش به این دنیا و رسیدگی و تربیتش.چون خدا خواسته اون باشه و زندگی کنه

که تو فقط و فقط از خدا میخوای که تو رو محتاج هیچکس نکنه و همیشه سر پای خودت باشی...آمین!



تاریخ : پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1392 | 12:23 ب.ظ | نویسنده : آرامیس | نظرات (2)