X
تبلیغات
رایتل

دیروز یهویی به کله ام زد که از روزها و شبهای باقیمونده تابستون نهایت استفاده رو ببریم و این بچه طفلکم رو حسابی بگردونم.حالا هرجور که باشه...پارک...گردش ...بستنی خوردن بیرون خونه...دوچرخه سواری...خرید و خیابون ...بهرحال توی خونه نمونه اصلا 

یهو احساسات و افکار مادرانه جلوم قد علم کردن و کلی دعوام کردن که این طفلی چه گناهی داره اینقدر امسال قربانی روزه گرفتن من و کارهای تعمیرات و اسباب کشی و چیدن وسایل شده.حتما حتما از خستگی بیحوصله شده ام و بارها سپردمش با وسایل مختلف و شلوغی اتاقش بازی کنه که اتفاقا از این قضیه  چون براش تازگی  داشته خوشش هم میاومد ومشغول میشد و توی این مدت کلی با ابزار واقعی بازی کرده با میخ و چوب و چکش و دریل تمرین کرده ولی اونجوری که زمانمون مثل همیشه با هم سپری بشه کمتر پیش اومده... 

بهرحال دیشب بردیمش پارک و بنا به سفارش خودش شام پلو و جوجه کباب درست کردم و بردیم و اتفاقا مهمون مسافر هم برامون رسید توی همون پارک و خوب بود 

این برنامه ها روادامه خواهیم داد...



تاریخ : سه‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1392 | 07:53 ق.ظ | نویسنده : آرامیس | نظرات (3)